بحث بر سر سهم کاسپین (خزر) داریم ؛ در حالی که خط ساحل ایران تا ۳۰۰ متر از دست رفته است/ دهها مرکز مطالعات خزر، اما دریغ از اطلاعات واقعی و جامع
بحث سهم ایران از خزر دوباره داغ شده است؛ اما درحالیکه همه از درصد و خط مرزی حرف میزنند، ساحل خزر در برخی مناطق ایران ۲۰۰ تا ۳۰۰ متر عقب نشسته و تراز آب نیز حدود ۲۰ سانتیمتر کاهش یافته است. دکتر نیما فرید مجتهدی، کارشناس آب و تغییر اقلیم، میگوید مسئله فقط از دست رفتن خط ساحل نیست؛ عقبنشینی خزر میتواند رسوبات ساحلی را به کانون طوفانهای گردوغبار تبدیل کند و حتی منابع آب زیرزمینی را تحت تأثیر قرار دهد. به گفته او، «فرقی نمیکند سهم ما یک درصد باشد، ۲۰ درصد یا ۵۰ درصد؛ مهم این است که هر سهمی که داریم، بتوانیم حفظش کنیم.»
به گزارش گیلان شهر: این روزها دوباره بحث دریای خزر به یک سؤال تقلیل پیدا کرده است: سهم ایران چند درصد است؟ ۵۰ درصد؟ ۲۰ درصد؟ سهمی کمتر یا بیشتر؟ چه کسی چه خطی روی نقشه کشیده و در مذاکرات بعدی چه چیزی نصیب ایران خواهد شد؟
بحث حقوقی خزر مهم است؛ بسیار مهم. ایران نمیتواند و نباید از منافع خود در این پهنه آبی عقبنشینی کند. اما یک خطر جدیتر وجود دارد که در هیاهوی درصدها و نقشهها تقریباً فراموش شده است: ما داریم درباره سهم خود از خزر بحث میکنیم، در حالی که خود خزر در حال تغییر است.
دریایی که قرار است درباره سهم آن مذاکره کنیم، سالهاست عقب مینشیند. ساحلی که قرار است محل سرمایهگذاری، گردشگری، کشاورزی و زندگی میلیونها نفر باشد، در معرض تغییر قرار گرفته است. تالابهایی که بخشی از هویت شمال ایران هستند تحت فشارند و حتی احتمال شکلگیری کانونهای جدید گردوغبار در سواحل مطرح شده است.
پس سؤال فقط این نیست که سهم ایران از خزر چقدر است. سؤال بیرحمانهتر این است: اگر همین روند ادامه پیدا کند، از آن سهم چه چیزی باقی میماند؟
خزر در حال پسروی است؛ عقبنشینی ۳۰۰ متری سواحل و خطر طوفانهای گردوغبار
امروز، ۲۱ مردادماه، روز کاسپین (خزر) است. به همین مناسبت با دکتر نیما فرید مجتهدی، کارشناس حوزه آب و تغییر اقلیم، درباره وضعیت امروز دریای کاسپین (خزر)، میزان شناخت ما از این پهنه آبی، بهرهبرداری اقتصادی و گردشگری از آن، آلودگیهای سواحل و همچنین دلایل عقبنشینی آب خزر گفتوگویی داشتیم.
امروز روز کاسپین( خزر) است. این روزهای اخیر درباره سهم ایران از کاسپین خیلی صحبت میشود، اما فارغ از اینکه میزان سهم ما چقدر است یا باید چقدر باشد، چقدر توانستهایم از همین سهم و این پهنه آبی بهدرستی نگهداری و حفاظت کنیم؟ عقبنشینیهای اخیر چقدر به مدیریتهای نادرست و چقدر به عوامل دیگری مربوط است؟
دهها مرکز مطالعات درباره خزر داریم، اما هنوز اطلاعات واقعی و جامع نداریم
دکتر نیما فرید مجتهدی در پاسخ به خبرنگار اجتماعی رکنا گفت: خیلی خوب است که با این سؤال شما به مسئلهای اشاره کنم که شاید کمتر به آن توجه میشود. ما چندین مرکز مطالعات دریای خزر در ایران داریم، اما نکتهای که وجود دارد این است که با وجود کثرت این مراکز، هنوز اطلاعات واقعی و جامعی درباره دریای خزر نداریم.
اگر به تعداد مطالعات و انتشارات علمی درباره این پهنه آبی نگاه کنید، متوجه میشوید که میزان تولید علمی ما درباره این دریا، که بزرگترین پهنه آبی بسته جهان است، واقعاً محدود است. این اولین نکتهای است که میخواهم بگویم؛ چون شما پرسیدید ما چقدر این دریا را میشناسیم.
وی ادامه داد: ما نهتنها از نظر علمی شناخت کافی از این دریا نداریم، بلکه میزان بهرهبرداری ما از منابع آن نیز بسیار محدود است؛ چه منابع زیرزمینی و چه منابع سطحی. من همیشه از یک مثال استفاده میکنم: ما سالهاست پشت دریا زندگی کردهایم.
مجتهدی افزود: در گیلان و دیگر مناطق شمالی کشور، واقعاً توجه ما به خزر حتی از نظر اقتصادی بسیار محدود است. شما به غیر از پلاژهایی که در کرانه جنوبی ایجاد شدهاند و آن نعمت طبیعی و بزرگی را با امکاناتی بسیار محدود مورد استفاده قرار میدهند، عملاً بهرهبرداری گسترده و متناسبی از این دریا نمیبینید.
وی گفت: ما حتی یک شناور مناسب مسافری نداریم که از آستارا حرکت کند، به گرگان برسد و مردم بتوانند از مسیر دریا، از مناظر زیبای پسکرانه البرز و ظرفیتهای گردشگری خزر استفاده کنند. اگر بخواهیم موضوع را بسیار گستردهتر ببینیم، میتوانیم درباره بهرهبرداریهای اقتصادی و تجاری از این دریا صحبت کنیم که آنجا نیز ضعفهای جدی داریم.
بخش عمده فعالیتهای اقتصادی و تجاری ما همچنان متوجه بنادر جنوب کشور است؛ در حالی که دریای خزر در مجاورت کشورهای آسیای میانه، روسیه و مسیرهای ارتباطی گستردهتری قرار دارد و ظرفیتهای اقتصادی و تجاری آن بسیار بیشتر از چیزی است که امروز از آن استفاده میکنیم.
اما اگر برگردیم به این سؤال که اساساً چقدر این دریا را میشناسیم، پاسخ من این است: شناخت ما بسیار محدود است.
مجتهدی ادامه داد: ما نهتنها در حوزه علمی و مطالعاتی شناخت کافی از خزر نداریم، بلکه از ظرفیتهای اقتصادی، تجاری و گردشگری آن هم بهدرستی استفاده نمیکنیم. از طرف دیگر، متأسفانه بخش قابل توجهی از فاضلاب شهرهای کرانه جنوبی، دستکم در محدوده سهم ایران، همچنان وارد این دریا میشود.
تعداد کمی نیستند صیدگاهها و شناگاههایی که با آلودگی مواجهاند. این موضوع شاید آنطور که باید و شاید مطرح نشود، اما مصادیق آن وجود دارد و نمیتوان آن را نادیده گرفت.
ما با دریایی مواجه هستیم که حجم قابل توجهی آلودگی دریافت میکند
وی افزود: ما با دریایی مواجه هستیم که حجم قابل توجهی آلودگی دریافت میکند. از سمت ایران، پروژههای فاضلاب در بسیاری از شهرهای شمالی کشور یا ناتمام ماندهاند، یا هنوز بهطور کامل اجرا نشدهاند و یا اساساً به مرحله بهرهبرداری نرسیدهاند. در نهایت، بخش قابل توجهی از این فاضلابها به دریا میرسد.
مجموع این مسائل نشان میدهد که ما، علیرغم اینکه در کنار یکی از «ترینهای» جهان زندگی میکنیم، هنوز نتوانستهایم ارزش واقعی این پهنه آبی را درک کنیم.
مجتهدی گفت: من چند بار در جلسات مختلف در گیلان این سؤال را مطرح کردهام و حتی پیشنهاد دادهام که چرا ما یک تابلو نداریم که به هموطنان عزیز بگوید: «به کرانههای پهناورترین و بزرگترین دریاچه جهان خوش آمدید.»
وی ادامه داد: ما حتی خودمان این ویژگی را باور نکردهایم که خزر یک پهنه آبی منحصربهفرد در جهان است. این دریا ظرفیتهایی متفاوت از بسیاری از داشتههای طبیعی دیگر کشور دارد، اما هنوز نتوانستهایم این ظرفیت را به یک مزیت واقعی اقتصادی، گردشگری، علمی و اجتماعی تبدیل کنیم.
کاهش تراز آب خزر؛ از افت ورودی ولگا تا نقش گرمایش جهانی
مجتهدی در ادامه درباره موضوع عقبنشینی آب دریای خزر گفت: موضوع مهم دیگری که این روزها بسیار محل بحث و چالش است و شما هم به آن اشاره کردید، مسئله عقبنشینی آب دریای خزر است.
ما سال گذشته یک مطالعه انجام دادیم و متأسفانه باز هم به همان مشکلی رسیدیم که در ابتدای صحبت به آن اشاره کردم؛ اینکه واقعاً خزر را به اندازه کافی نمیشناسیم.
وی افزود: تمام کارشناسانی که درباره عقبنشینی خزر صحبت میکنند، مرتب میگویند رودخانه ولگا بیشترین میزان آب ورودی به خزر را تأمین میکند و در این رودخانه سدهای زیادی ساخته شده است. اما سؤال اینجاست که واقعاً چند نفر با آمار و دادههای دقیق درباره این موضوع صحبت میکنند؟
ما در مطالعهای که انجام دادیم، آمار مربوط به رودخانه ولگا را بررسی کردیم. درست است که در دهههای ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ میلادی سدهای زیادی روی ولگا ساخته شد و میزان ورودی آب این رودخانه، بهعنوان بزرگترین تأمینکننده آب دریای خزر، کاهش پیدا کرد.
اما بعد از آن، اگر روند این رودخانه را بهعنوان سرچشمه اصلی ورودی آب به خزر بررسی کنید، دیگر با یک روند کاهشی مداوم مواجه نیستید؛ بلکه با نوسان مواجه هستید.
مجتهدی ادامه داد: نکته جالب این است که در مطالعاتی که ما تا سال ۲۰۲۳ بررسی کردیم، بر اساس دادههای ایستگاهی که در محدوده مخاچقلعه روسیه قرار دارد و وضعیت ورودی آب در بخشهای انتهایی حوضه را نشان میدهد، شواهدی از کاهش مداوم آب رودخانه وجود ندارد.
بنابراین، اگر با یک عقبنشینی پیوسته و بلندمدت در تراز آب خزر مواجه هستیم، باید موضوع را در ابعاد دیگری نیز بررسی کنیم.
اینجاست که مسئله گرمایش جهانی اهمیت پیدا میکند.
گرمایش جهانی در دریاهای آزاد میتواند به افزایش تراز آب منجر شود؛ بهدلیل ذوب یخهای قطبی و همچنین افزایش حجم آب در اثر انبساط حرارتی. اما در پهنههای آبی بسته، مانند دریای کاسپین، شرایط متفاوت است و افزایش دما میتواند به کاهش تراز آب منجر شود.
وی گفت: نگاه کنید؛ در چند سال اخیر، دستکم طی حدود ۲۰ سال گذشته، منطقه ما با افزایش دمای قابل توجهی مواجه بوده است. در حوزه دریای کاسپین نیز افزایش دما در برخی مناطق به حدود ۲ تا ۴ درجه رسیده است.
در چنین شرایطی، افزایش تبخیر در این حوضه بسته میتواند باعث کاهش حجم آب و در نهایت کاهش تراز آب دریای خزر شود.ما البته یک شانس داریم و آن این است که بخشهای عمیقتر خزر، بهویژه در بخش جنوبی، ممکن است دیرتر و به شکل متفاوتی تحت تأثیر این تغییرات قرار بگیرند.
«روسها دارند خزر را خشک میکنند»؛ مجتهدی: باید با داده و آمار بررسی کنیم
مجتهدی در پاسخ به این دیدگاه که «روسها دارند با سدسازی خزر را خشک میکنند»، گفت: در پاسخ به کسانی هم که میگویند «روسها دارند با سدسازی خزر را خشک میکنند»، باید با دقت بیشتری به مسئله نگاه کنیم. خانم مختاری، اگر روسها چنین اقدامی انجام دهند، طبیعتاً خسارت آن متوجه خود آنها نیز خواهد شد. بنابراین باید بهجای تکرار یک سناریوی ثابت، بنشینیم و دقیق بررسی کنیم که داستان واقعاً چیست و چه عواملی در حال تغییر تراز آب خزر هستند.
وی افزود: خیلی جالب و در عین حال غمانگیز است که در چند سال اخیر، بسیاری از صحبتهایی که من و تعدادی دیگر از کارشناسان مطرح کردهایم، نهایتاً در قالب مقالات خارجی منتشر شده و مورد توجه قرار گرفته است؛ در حالی که ما در داخل کشور هنوز برای این موضوع یک سناریوی مشخص، منسجم و مبتنی بر داده نداریم.
خزر عقبنشینی میکند؛ کاهش تراز آب میتواند کانونهای گردوغبار ایجاد کند
دکتر نیما فرید مجتهدی: ما همه مطالعات خارجی را بررسی کردهایم. این همه استاد، پژوهشگر و متخصص داریم، اما در نهایت نشستیم و به همان مطالعات خارجی استناد میکنیم. سؤال این است که چرا خودمان سناریوی مشخصی نداریم؟
عقبنشینی آب خزر فقط به معنای عقب رفتن خط ساحل نیست. کاهش تراز آب میتواند باعث آزاد شدن میلیونها و حتی میلیاردها تن رسوباتی شود که در کرانههای جنوبی وجود دارند. این رسوبات میتوانند منشأ شکلگیری طوفانهای گردوغبار شوند.
این طوفانها قرار است به کجا برسند؟ به همان سواحلی که یکی از بزرگترین مزیتهایشان شرایط مناسب آبوهوایی و آسایش حرارتی است. اگر این طوفانها به سواحل برسند، پلاژها، هتلها و سرمایهگذاریهای گردشگری ما در معرض آسیب قرار میگیرند.
در چنین شرایطی، بسیاری از مراکز درآمدی ما که همین حالا هم ماهیت فصلی دارند، ممکن است بیش از گذشته فصلی شوند و حتی در بسیاری از مواقع بهدلیل طوفانهای گردوغبار تعطیل یا غیرقابل استفاده باشند.
در یک دهه گذشته چقدر کاهش سطح آب کاسپین و عقبنشینی داشتهایم؟ و سؤال مهمتر اینکه الان برای نگهداری و حفاظت از آن چه باید کرد؟
فرید مجتهدی چنین پاسخ داد: از سال ۱۳۷۴ ما روند عقبنشینی و کاهش تراز آب را داشتهایم. حدود ۲۰ سانتیمتر تراز عمودی پایین رفته است. اما وقتی درباره عقبنشینی صحبت میکنیم، یک بحث مهم دیگر هم وجود دارد و آن عقبنشینی افقی خط ساحل است.
با توجه به توپوگرافی و شکل زمین، میزان عقبنشینی افقی در سواحل مختلف متفاوت است. در برخی مناطق، آمارها و گزارشهایی از عقبنشینی ۲۰۰ تا ۳۰۰ متر وجود دارد؛ از سواحل تالش گرفته تا منطقه شرقی خزر، یعنی محدوده میانکاله. در بعضی نقاط حتی میزان عقبنشینی میتواند بیشتر باشد.
اما درباره اینکه چه کاری میتوان انجام داد، باید واقعبین باشیم. ما درباره بحرانی صحبت میکنیم که در ابعادی مانند تغییر اقلیم و گرمایش جهانی، بخش قابل توجهی از آن از کنترل مستقیم ما خارج است. سازمان ملل و سازمانهای بینالمللی سالهاست در مواجهه با چنین بحرانهایی بر چند رویکرد اصلی تأکید میکنند: سازگاری، کاهش اثرات و افزایش توان انطباق با شرایط جدید.
کاهش خسارت و افزایش تابآوری؛ تنها راه مواجهه با عقبنشینی خزر
مجتهدی ادامه داد: در مورد خزر نیز حداقل کاری که میتوانیم انجام دهیم، این است که خودمان را با شرایط جدید سازگار کنیم تا بتوانیم از حجم عظیم سکونتگاهها و سرمایهگذاریهایی که در شمال کشور وجود دارد، حفاظت کنیم.
نکته جالب این است که دولتها همچنان بر توسعه جمعیت در سواحل تأکید دارند. یکی از اهداف سیاستگذاری در کشور، هدایت جمعیت به سمت سواحل شمالی و جنوبی است. حالا وقتی این حجم از جمعیت، زیرساخت و سرمایهگذاری گردشگری در سواحل شمال کشور وجود دارد، باید برای حفاظت از آنها سازوکار مشخص داشته باشیم.
وی گفت: ما نمیتوانیم الان یک «شیر آب» در جایی باز کنیم و بگوییم سطح دریای خزر را بالا میبریم. چنین راهکاری وجود ندارد. بنابراین باید روی کاهش خسارت و افزایش تابآوری تمرکز کنیم.
یکی از نخستین مشکلاتی که با عقبنشینی خزر میتواند ایجاد شود، همین طوفانهای گردوغبار است. اما موضوع فقط گردوغبار نیست. عقبنشینی آب میتواند تعادل میان آب شور دریا و منابع آب زیرزمینی ساحلی را نیز تغییر دهد و باعث پیشروی آب شور در سفرههای زیرزمینی شود.
مجتهدی افزود: برای این مسئله راهکارهایی وجود دارد؛ از جمله ایجاد و کاشت نوارهای گیاهی مناسب در مناطق مستعد، استفاده از ظرفیت کارشناسان منابع طبیعی، تقویت و مدیریت منابع آب زیرزمینی در مناطق ساحلی و ایجاد شرایطی که مانع پیشروی آب شور دریا به سمت منابع آب شیرین شود.
در مجموع، ما باید خودمان را با این شرایط سازگار کنیم تا اثراتی که به ما میرسد، کمتر شود.
وی تأکید کرد: تنها کاری که در کوتاهمدت و میانمدت میتوانیم انجام دهیم، کاهش اثرات، افزایش تابآوری و کاهش خسارت است. اما این موضوع نیازمند فکر، برنامهریزی و تصمیمگیری ملی است.
«استانهای شمالی آخرین پناهگاه مردم ایران هستند»
مجتهدی گفت: میدانید، استانهای شمالی کشور، آخرین پناهگاه مردم ایران هستند. وقتی شما یک فلات خشک دارید و هر زمان مشکلی پیش میآید مردم به سمت شمال حرکت میکنند، باید برای این آخرین پناهگاه، هزینه و اراده ملی داشته باشیم.
باید بدانیم که اینجا فقط یک منطقه گردشگری نیست؛ اینجا بخشی از تنفس کشور است. اگر اینجا را از دست بدهیم، خسارت آن فقط متوجه مردم گیلان و مازندران نخواهد بود، بلکه یک مسئله ملی خواهد شد.
این روزها بحث سهم ایران از خزر بسیار مطرح شده است. نظر شما درباره این سهم چیست و تحقیقات شما چه چیزی را نشان میدهد؟
فرید مجتهدی گفت: آن موضوع بیشتر وارد بحث ژئوپلیتیک میشود. من در مورد ژئوپلیتیک و این مسائل تخصص مستقیمی ندارم و واقعاً هم سندی در اختیار ندارم که بتوانم بر اساس آن بگویم سهم ایران در گذشته چقدر بوده و امروز چقدر شده است. اگر اطلاعات مستندی داشتم، قطعاً درباره آن صحبت میکردم.
با توجه به اینکه سهم ایران موضوع مهمی است، در کنار آن، چقدر توانستهایم همین سهم و داشتهای را که در اختیار داریم، حفظ کنیم؟
خزر میتواند نعمت باشد، اما بیتوجهی آن را به گرفتاری تبدیل میکند
دکتر فرید مجتهدی گفت:نگاه کنید، این دریا میتواند برای ما یک نعمت بزرگ باشد؛ اما میتواند تبدیل به گرفتاری هم بشود. گرفتاریهایش همین حالا هم وجود دارد.
شما بخشی از مشکلاتی را که در مناطق شمالی کشور وجود دارد، ببینید؛ از جمله مسئله آلودگی و پیامدهای آن. درباره برخی بیماریها و مشکلاتی که در منطقه مطرح میشود، نمیتوان بدون مطالعه علمی و دادههای دقیق اظهارنظر قطعی کرد، اما طبیعی است که این حجم عظیم آلودگی که وارد آب میشود، بیتأثیر نیست.
آلودگی آب، زنجیره غذایی و موجودات زندهای را که از این محیط تغذیه میکنند تحت تأثیر قرار میدهد، اما متأسفانه درباره این مسائل آنطور که باید صحبت نمیشود.
مجتهدی افزود: مهمترین موضوع این است که ما هر سهمی که از این دریا داریم، قدرش را بدانیم؛ چه یک درصد باشد، چه ۲۰ درصد و چه ۵۰ درصد.
ما به هیچوجه قدر این دریا را نمیدانیم؛ نه مردم و نه مسئولان. البته نمیخواهم سهم هر کدام را جدا کنم؛ همه ما در این ماجرا مسئولیت داریم و همهمان پایمان گیر است.
وی ادامه داد: امیدوارم روزی نرسد که همین دریایی که امروز یک نعمت است، به جایی برسد که بگوییم «این دریا برای ما تبدیل به گرفتاری شده است.»
رودخانههای رشت؛ نمونهای از تبدیل یک نعمت طبیعی به مسئله شهری
مجتهدی در ادامه به وضعیت رودخانههای شمال کشور اشاره کرد و گفت: نگاه کنید به گیلان یا مازندران. در گیلان رودخانههایی داریم که میتوانستند یک ظرفیت بزرگ برای زندگی، گردشگری و اقتصاد باشند، اما امروز در بسیاری از موارد وضعیتشان به جایی رسیده که حتی تابستانها بوی نامطبوع میدهند.
رشت تنها شهری در ایران است که دو رودخانه دائمی از داخل آن عبور میکند. حالا واقعاً تصور کنید در سراسر دنیا، وجود رودخانههای جاری در داخل یک شهر یک امتیاز بزرگ محسوب میشود، اما ما دور رودخانههای رشت دیوار کشیدهایم و اجازه دادهایم به جای آنکه به یک مزیت شهری تبدیل شوند، به یک مشکل تبدیل شوند.
وی افزود: این رودخانهها در محدودهای از کشور که وسعت بسیار زیادی ندارد، یک نعمت طبیعی هستند، اما امروز بوی نامطبوع و آلودگی آنها باعث شده خانههای اطرافشان حتی با کاهش ارزش مواجه شوند؛ در حالی که در بسیاری از نقاط دنیا، خانههای کنار رودخانه بهدلیل همین موقعیت طبیعی، ارزش بیشتری دارند.
مجتهدی در پایان گفت: امیدوارم برای دریای خزر هم روزی به این وضعیت دچار نشویم؛ فرقی نمیکند سهم ما یک درصد باشد، ۲۰ درصد باشد یا ۵۰ درصد. مسئله اصلی این است که هر سهمی که داریم، باید بتوانیم آن را حفظ کنیم و قدرش را بدانیم.رکنا*za
هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.