بازنشستگان؛ از فراموشی تا تبعیض
سیدمحمد احمدی در یادداشتی انتقادی، شکاف میان «تکریم نمادین» و «واقعیت تلخ» بازنشستگان را نقد کرد. وی با اشاره به پدیدهی «ماندگاریهای گزینشی» و رانتخواری در نظام اداری، خواستار بازنگری اخلاقی در مدیریت شد تا بازنشستگی به جای انزوا، به مرحلهای برای بهرهگیری از تجربه و هدایت نسلهای نو تبدیل شود.
۲۵ ذی الحجه به عبارتی ۲۱ خرداد در تقویم ما روز خانواده و تکریم بازنشسته نامگذاری شده است.این روز، بیش از آن که حکایت از قدرشناسی باشد، به یادآوریِ یک غفلتِ ریشهدار میماند؛ گویی سالی یکبار، آن هم در میان هیاهوی کلماتِ کلیشهای و لوحهای بیجان، یادی میکنیم از جماعتی که عمر بر سرِ چرخدندههای این نظام اداری ، فرسودهاند و اکنون، در میانه تنهایی و فراموشی، نظارهگرِ روزگاری هستند که در آن تجربه، کمبهاترین کالا شده است.
در حالی که در آن سوی مرزها، بازنشستگی آغازِ فصلِ خردورزی و انتقالِ میراثِ دانایی به نسلهای نوپاست، در اینجا اما، مرزِ میانِ شاغل و بازنشسته را دیواری ساختهایم که یک سوی آن انزوای نخبگان است و سوی دیگرش، همایشهای پرخرجِ یکروزه که تنها برای رفع تکلیف برگزار میشوند و در انتهای روز، بازنشسته میماند و غبارِ فراموشی که بر شأن و منزلتش مینشیند.
اما آن چه این غربت را تلختر میکند، حکایتِ غریبِ عدالت در بهکارگیریِ دوباره نیروهاست. در میانه این همه اصرار بر رفتنِ پیشکسوتان، ناگهان میبینی که برخی، گویی تافتهای جدا بافتهاند؛ نه بازنشست میشوند و نه صندلیِ قدرت را به جوانی میسپارند. اینجاست که ملاحظاتِ ارادتی و بازیهایِ رانتی، جایگزینِ شایستگی میشود و عدهای به بهانه تخصصِ جایگزینناپذیر ، در کنار مدیران ارشد میمانند تا نه چرخش نخبگان صورت گیرد و نه هوای تازهای در کالبدِ خسته ادارات بدمد.
این ماندگاریهای گزینشی، که اغلب نه از سرِ نیازِ واقعیِ سازمان، که بابتِ وفاداریهای شخصی و پیوندهایِ پشتِ پرده است، بزرگترین جفا به خیلِ عظیم بازنشستگانی است که با کولهباری از دانشِ ناب، به خانه فرستاده شدهاند تا راه برای وابستگان! هموار بماند.
ارج نهادن به مقام بازنشسته، نه در پیامهای تبریکِ خشک و رسمی، که در حفظِ حرمتِ معیشت و استفاده هوشمندانه از فکر و اندیشه آنان تجلی مییابد. نمیتوان از تکریم سخن گفت و همزمان، مسیرِ رشد را بر جوانان بست و صندلیهایِ مشاوره را تنها به حلقه محدودِ رفقا بخشید. نظام اداری ما امروز بیش از هر زمان به یک خانهتکانی اخلاقی نیاز دارد تا یاد بگیرد که بازنشستگی، پایانِ کار نیست، بلکه آغازِ نظارت و هدایت است.
باید پذیرفت که تکریم واقعی، یعنی پایان دادن به این تبعیضهای آشکار و جایگزین کردنِ ضوابط به جای روابط؛ تا فردا که شاغلانِ امروز به تماشایِ آیینه بازنشستگی مینشینند، تصویری از عدالت و عزت را در آن ببینند، نه شبحی از رانت و فراموشی.
کد انتخاباتی ۱۱۸
هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.