علی جنتی: اقتدار نظامی بدون پشتوانه اقتصادی و مردمی پایدار نمیماند
علی جنتی با تأکید بر توان نظامی ایران، میگوید اقتدار کشور فقط به قدرت نظامی وابسته نیست و بدون اقتصاد قدرتمند، رضایت و پشتیبانی مردم و تابآوری اجتماعی آسیبپذیر خواهد شد. او نسبت به فشارهای اقتصادی، کاهش درآمد نفتی و افزایش تورم هشدار میدهد و بر استفاده از ظرفیتهایی مانند تنگه هرمز بهعنوان اهرم مذاکره، نه ورود به بنبست طولانی، تأکید دارد. او همچنین خواستار بازنگری در سیاستهای گذشته، توجه بیشتر به دیدگاه مردم و کارشناسان مستقل و ایجاد تغییر در شیوه مدیریت کشور شده و معتقد است شرایط جدید میتواند فرصتی برای اصلاح سیاستها و کاهش شکاف میان دولت و جامعه باشد
به گزارش گیلان شهر / دکتر علی جنتی وزیر اسبق ارشاد و رییس هیات اجرایی حزب اعتدال و توسعه در مصاحبه با روزنامه اعتماد:
مقاومت سرسختانه و توانمندی عملیاتی ایران در جریان جنگ به وضوح اثبات کرد که جمهوری اسلامی ایران کشوری تسلیمناپذیر و شکستناپذیر در حوزه نظامی است و جایگاه امروز ایران به مراتب بالاتر و مقتدرانهتر از دوره پیش از آغاز این منازعات ارزیابی میشود.
اقتدار یک کشور مقولهای صرفاً نظامی نیست؛ پایههای اصلی امنیت ملی به پایداری، اعتماد و تابآوری اجتماعی ملتی گره خورده است که پشت سر نیروهای مسلح ایستادهاند.
اگر قدرت نظامی با توان اقتصادی و پشتوانه مردمی تراز نشود، در میانمدت آسیبپذیر خواهد شد.
مسدود شدن امکان فروش نفت، کشور را با کسری بودجه مزمن و جهش تورم مواجه ساخته و دولت به درستی نگران تحلیل رفتن تابآوری عمومی است.
نباید اجازه داد اقتدار حاصل از خون شهدا و ایستادگی رزمندگان به فرسایش کشیده شود و کشور در شرایط مضیقه، ناچار به پذیرش امتیازاتی گردد که هرگز به مصلحت آینده ملت نخواهد بود.
یادداشت تفاهمی که به امضای رؤسای جمهور دو کشور رسید به اتفاق نظر همه کارشناسان و صاحبنظران داخلی و خارجی، سندی بود که صد در صد به نفع ایران تنظیم شده بود.
در میان ۱۴ بندی که مورد توافق طرفین قرار گرفت، چشمانداز بسیار روشنی وجود داشت تا با آغاز مذاکرات اجرایی برای دستیابی به توافقی جامع، گشایشی اساسی و ملموس در وضعیت اقتصادی و معیشتی کشور پدید آید.
آمریکاییها روی گشایش سریع آبراهه حساب باز کرده بودند تا به بازارهای بینالمللی انرژی اطمینان خاطر بدهند و از تبعات افزایش بهای سوخت بر اقتصاد خود بکاهند.
وقتی این هدف محقق نشد، جریانهای تندرو در واشنگتن دست بالا را پیدا کردند و ترامپ را به سمت لغو یکجانبه تعهدات سوق دادند.
بدون شک کارت تنگه هرمز اهرمی راهبردی و بازدارنده است، اما نباید فراموش کنیم که اهرمهای استراتژیک برای ایجاد تعادل و کسب دستاورد در پای میز مذاکره طراحی شدهاند، نه برای ورود به یک بنبست فرسایشی ابدی.
واقعیت صحنه سیاسی این است که برخی گروهها، با وجود آنکه در اقلیت مطلق جامعه قرار دارند، دارای تریبونهای وسیع و صدای بلند هستند و متأسفانه در رأس آنها، صداوسیمای جمهوری اسلامی پیوسته بر طبل جنگ و رویارویی میکوبد.
برخی از تحلیلگران تحلیلهای خود را به سرنوشت انتخابات آتی کنگره آمریکا پیوند زدهاند و میگویند با طولانی شدن فرسایش جنگ، جمهوریخواهان شکست خواهند خورد، اما پرسش اینجاست که آیا واقعاً تجربه تاریخی ثابت کرده که دموکراتها در مواجهه با جمهوری اسلامی منعطفتر و کمخطرتر بودهاند؟
این افراد هزینه تصمیمات خود را از جیب ملت و از محل سفره طبقات محروم پرداخت میکنند و از واقعیات کف جامعه و رنجهای معیشتی اقشار گوناگون بیخبرند.
نادیده گرفتن شکاف میان دولت و ملت و تحلیلهای توهمآمیز از تواناییهای نامحدود، بزرگترین آفتی است که میتواند هر کشوری را به لبه پرتگاه بکشاند.
اتاقهای فکر آمریکا و اسرائیل دقیقاً همین سناریو را طراحی کردهاند که آنچه که در تهاجم مستقیم نظامی به دست نیاوردند، از مسیر محاصره همهجانبه دریایی، تشدید قحطی کالا، انهدام زیرساختها و به خیابان کشاندن مردم ناراضی محقق سازند.
غفلت از این توطئه پیچیده، افتادن در تله استراتژیک دشمن است.
با انتخاب رهبری جدید، امروز مناسبترین و طلاییترین فرصت تاریخی فراهم آمده تا صفحه کاملاً جدیدی در شیوه مدیریت کشور گشوده شود.
زمان بازنگری شجاعانه در سیاستهای ناکارآمد گذشته و ترمیم گسستهایی که مانع توسعه ملی شدهاند در این مقطع فرا رسیده است.
در دوران جدید، انتظار میرود حاکمیت گوش شنوای جامعه باشد و نظرات ملت و کارشناسان مستقل را بهویژه در مسائل کلان، بنیادی و مناقشه برانگیزی که آینده ایران را تحت تأثیر قرار خواهد داد مبنای سیاستگذاریها قرار دهد.
هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.