حق هستهای برای متحدان، جنگ برای رقبا | توافق جنجالی آمریکا و عربستان چه میگوید؟
واشنگتن در حالی ۶ ماه است ایران را زیر بمباران نگه داشته و پذیرش غنیسازی صلحآمیز تهران را به یکی از گرههای اصلی مذاکرات آتشبس تبدیل کرده که همزمان، در توافقی ۳۰ ساله، راه دستیابی عربستان سعودی به همان فناوری را باز گذاشته است.
گیلان شهر -در حالی که جنگ آمریکا و ایران وارد ششمین ماه خود شده و یکی از اصلیترین گرههای مذاکرات آتشبس همچنان موضوع غنیسازی اورانیوم است، واشنگتن توافقی ۳۰ ساله با عربستان سعودی امضا کرده که راه را برای همکاری گسترده هستهای با ریاض و حتی بررسی امکان غنیسازی اورانیوم در خاک این کشور باز میکند. همین همزمانی، توافق را به یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات سیاست خارجی آمریکا تبدیل کرده و حتی در میان متحدان اسرائیلی واشنگتن نیز موجی از نگرانی به وجود آورده است.
توافق جدید آمریکا و عربستان چه ویژگیهایی دارد؟
توافق امضاشده از نوع توافقهای موسوم به «۱۲۳» است که مبنای حقوقی همکاری هستهای آمریکا با سایر کشورها محسوب میشود. این توافق ۳۰ سال اعتبار دارد و زمینه حضور شرکتهای آمریکایی در ساخت نیروگاههای هستهای، انتقال فناوری و توسعه زیرساختهای هستهای عربستان را فراهم میکند.
مهمترین بخش توافق، کنار گذاشتن «استاندارد طلایی» عدم اشاعه است؛ استانداردی که امارات متحده عربی در توافق سال ۲۰۰۹ با آمریکا پذیرفت و بر اساس آن برای همیشه از غنیسازی اورانیوم و بازفرآوری سوخت صرفنظر کرد. اما در توافق جدید، چنین ممنوعیتی برای عربستان وجود ندارد.
بر اساس گزارش رسانههای آمریکایی، قرار است واشنگتن و ریاض طی یک مطالعه مشترک دوساله درباره ضرورت و صرفه اقتصادی غنیسازی در خاک عربستان تصمیمگیری کنند. در صورت مثبت بودن نتیجه، امکان ساخت تأسیسات غنیسازی با مشارکت شرکتهای آمریکایی فراهم خواهد شد.
دولت ترامپ میگوید این همکاری کاملاً صلحآمیز است و تحت نظارتهای لازم انجام خواهد شد. وزارت انرژی آمریکا از آن به عنوان یک توافق تاریخی یاد کرده و تأکید دارد این همکاری هم برای صنعت آمریکا سودآور است و هم نفوذ واشنگتن را در برنامه هستهای عربستان حفظ میکند.
وقتی معیار، قدرت است نه قانون
همزمانی این توافق با جنگ آمریکا علیه ایران، مهمترین دلیل جنجالی شدن آن است.
واشنگتن در حالی ۶ ماه است ایران را به دلیل برنامه هستهایاش تحت فشار نظامی و سیاسی قرار داده و موضوع غنیسازی را یکی از مهمترین اختلافات مذاکرات آتشبس میداند که اکنون حاضر شده همان ظرفیت را برای عربستان، متحد منطقهای خود، قابل بررسی و مذاکره بداند.
تهران همواره غنیسازی را بخشی از حق استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای بر اساس پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) دانسته است، اما آمریکا با این تفسیر موافق نیست و خواستار محدود شدن یا توقف این فعالیت بوده است.
اکنون همین فناوری، اگر در اختیار عربستان و تحت مدیریت شرکتهای آمریکایی باشد، نه تهدید بلکه بخشی از یک توافق همکاری معرفی میشود. همین دوگانگی باعث شده بسیاری از تحلیلگران این توافق را نمونهای آشکار از غلبه ملاحظات ژئوپلیتیکی بر اصول اعلامشده عدم اشاعه بدانند.
رسانههای جهان چه نوشتند؟
تقریباً همه رسانههای مهم جهان به این تناقض پرداختهاند، هرچند از زاویههای متفاوت.
نیویورکتایمز نوشت توافق جدید میتواند در نهایت راه را برای غنیسازی در خاک عربستان باز کند و در عین حال شرط عادیسازی روابط با اسرائیل را نیز کنار گذاشته است؛ موضوعی که از نگاه مقامهای امنیتی پیشین اسرائیل میتواند آغازگر رقابت هستهای در منطقه باشد.
والاستریت ژورنال جزئیات بیشتری از توافق منتشر کرد و نوشت قرار است طی دو سال امکان احداث یک مرکز غنیسازی در عربستان بررسی شود. هیئت تحریریه این روزنامه نیز در سرمقالهای تند تأکید کرد عربستان از نظر اقتصادی نیازی به غنیسازی ندارد و تنها کاربرد واقعی چنین ظرفیتی، ایجاد زیرساخت لازم برای یک گزینه احتمالی نظامی در آینده است.
واشنگتنپست بر تناقض در مواضع دولت ترامپ تمرکز کرد و نوشت توافق ابتدا بدون شرط عادیسازی روابط با اسرائیل امضا شد اما ترامپ یک روز بعد اعلام کرد اجرای آن مشروط به پیوستن عربستان به پیمان ابراهیم است.
گاردین نیز توافق را در متن جنگ ایران تحلیل کرد و نوشت آمریکا در حالی مسیر غنیسازی را برای عربستان باز میگذارد که همزمان برای جلوگیری از برنامه هستهای ایران از ابزار نظامی استفاده میکند.
شورای روابط خارجی آمریکا (CFR) هشدار داد این توافق ممکن است ایران را نیز به سمت حفظ یا تقویت توان هستهای سوق دهد، زیرا تهران نتیجه خواهد گرفت تنها داشتن ظرفیت بازدارندگی هستهای میتواند مانع حمله نظامی شود.
شورای آتلانتیک اگرچه توافق را ابزاری برای حفظ نفوذ آمریکا و جلوگیری از ورود چین و روسیه به بازار هستهای عربستان دانست، اما برخی کارشناسان همین اندیشکده هشدار دادند انتقال فناوری غنیسازی با سیاست چند دههای آمریکا در جلوگیری از اشاعه هستهای در تضاد است.
در اسرائیل نیز رسانههایی مانند واینت و بسیاری از مقامهای سابق امنیتی هشدار دادند این توافق میتواند مطالبه مشابهی از سوی ترکیه، مصر و دیگر کشورهای منطقه ایجاد کند و آغازگر یک مسابقه هستهای جدید باشد.
چرا توافق به پیمان ابراهیم گره خورده است؟
همکاری هستهای با عربستان موضوع تازهای نیست. دولت بایدن نیز آن را دنبال میکرد، اما در قالب یک بسته بزرگتر که شامل عادیسازی روابط ریاض و تلآویو، تضمینهای امنیتی آمریکا و همکاریهای دفاعی بود.
عربستان با وجود سالها همکاری امنیتی غیرعلنی با اسرائیل، هرگز حاضر به امضای رسمی پیمان ابراهیم نشد. پس از جنگ غزه نیز ریاض اعلام کرد بدون وجود مسیر مشخص برای تشکیل کشور فلسطین، عادیسازی روابط ممکن نیست.
ترامپ ابتدا توافق هستهای را بدون تحقق عادیسازی امضا کرد؛ اقدامی که حتی در رسانههای محافظهکار آمریکا نیز به معنای واگذاری مهمترین برگ برنده واشنگتن به عربستان تعبیر شد.
یک روز بعد، ترامپ اعلام کرد اجرای توافق منوط به پیوستن عربستان به پیمان ابراهیم است، اما هنوز روشن نیست این شرط در متن حقوقی توافق نیز گنجانده شده یا صرفاً یک موضع سیاسی است.
چرا این توافق خطرناک تلقی میشود؟
نگرانیها فقط به اسرائیل محدود نیست. محمد بن سلمان سالها پیش اعلام کرده بود اگر ایران به سلاح هستهای دست پیدا کند، عربستان نیز «در سریعترین زمان ممکن» همان مسیر را طی خواهد کرد. از سوی دیگر، ریاض بارها از هدف خود برای ایجاد چرخه کامل سوخت هستهای، از استخراج اورانیوم تا تولید سوخت، سخن گفته است.
به همین دلیل بسیاری از کارشناسان معتقدند حتی اگر هدف فعلی عربستان صرفاً تولید برق باشد، ایجاد دانش، زیرساخت، متخصص و فناوری غنیسازی میتواند در آینده فاصله این کشور را تا تولید مواد لازم برای ساخت سلاح هستهای کاهش دهد.
مقامهای سابق اسرائیلی هشدار دادهاند اگر آمریکا به عربستان اجازه حرکت به سمت غنیسازی بدهد، جلوگیری از مطالبه مشابه توسط ایران، ترکیه یا مصر بسیار دشوار خواهد شد و منطقه به سمت شکلگیری چند «کشور آستانه هستهای» حرکت میکند؛ کشورهایی که هنوز بمب ندارند، اما توان رسیدن سریع به آن را خواهند داشت.
با این حال، آمریکا دلایل خود را برای پیشبرد این توافق دارد. مهمترین آنها جلوگیری از ورود چین و روسیه به بازار هستهای عربستان، حفظ نفوذ راهبردی بر ریاض، قراردادهای چند ده میلیارد دلاری برای شرکتهای آمریکایی، تقویت موقعیت انرژی عربستان و تلاش ترامپ برای دستیابی به یک موفقیت بزرگ دیپلماتیک در قالب گسترش پیمان ابراهیم است.
این توافق چگونه نهایی میشود؟
امضای توافق به معنای اجرایی شدن فوری آن نیست. بر اساس قانون آمریکا، متن توافق باید به کنگره ارسال شود و نمایندگان طی دورهای مشخص آن را بررسی کنند. اگر کنگره مخالفت کند، ترامپ میتواند مصوبه را وتو کند و مخالفان تنها در صورت کسب آرای دوسوم هر دو مجلس قادر به متوقف کردن توافق خواهند بود.
از سوی دیگر، موضوع غنیسازی نیز هنوز قطعی نیست. آمریکا و عربستان قرار است طی دو سال آینده امکانسنجی احداث تأسیسات غنیسازی را انجام دهند و پس از آن درباره اجرای این بخش تصمیم بگیرند.
بنابراین، اگرچه هنوز هیچ سانتریفیوژی در عربستان نصب نشده، اما امضای این توافق یک پیام روشن برای منطقه دارد: واشنگتن حاضر شده امکانی را که برای رقیب خود موضوع جنگ و فشار میداند، برای یکی از مهمترین متحدانش به موضوع مذاکره و همکاری تبدیل کند؛ تغییری که میتواند معادلات هستهای خاورمیانه را برای سالهای آینده دگرگون سازد.
هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.