از شادی بر مزار عزیزانشان تا رقص و پایکوبی. در سوگ تا گل در بدرقه؛ تناقضی برای تأمل /اخلاق گزینشی؛ احترام برای خودیها، بیاحترامی برای دیگران
اختصاصی گیلان شهر /لیندسی گراهام، سناتور آمریکایی، با کلامی گزنده و توهینآمیز، ایرانیان را به دروغگویی متهم کرد. اما حقیقت، آن چیزی است که در پسِ مرزها میگذرد: همان ایرانیانی که در خارج، با تفرقهافکنی و تحریک مردم، از سوگ عزیزانشان رقص و بایگوبی میخواهند، و از سوی دیگر همان ایرانیانی با دوگانگی در رفتارها ، حتی برای مرد که به آنها توهین کرده (گراهام)، با گل و احترام مراسم بدرقه برگزار میکنند!
یک بام و دو هوا؛ احترام برای خود، بیاحترامی برای دیگران؟
سؤال سادهای که افکار عمومی حق دارد بپرسد:
چگونه کسانی که از خارج از کشور برای مردم ایران نسخه میپیچند که چگونه با مرگ عزیزانشان برخورد کنند، خودشان هنگام برگزاری مراسم برای چهرههای مورد حمایتشان، از گل، احترام و بزرگداشت سخن میگویند؟
اگر حرمت یک انسان پس از مرگ ارزشمند است، چرا این ارزش فقط شامل افراد و جریانهای نزدیک به شما میشود؟
مردم ایران فراموش نمیکنند که برخی سیاستمداران آمریکایی، از جمله چهرههایی مانند لیندسی گراهام، در مقاطع مختلف با اظهاراتی که بسیاری آن را توهینآمیز نسبت به ایرانیان دانستهاند، واکنشهای گستردهای برانگیختهاند.
پس پرسش اینجاست:
چگونه میتوان از یک ملت انتظار احترام داشت، اما همزمان به همان ملت توهین کرد؟
چگونه میتوان از ایرانیان خواست برای درد و رنج خود از معیارهای فرهنگی و انسانیشان عبور کنند، اما برای دیگران همان احترام و حرمت را مطالبه کرد؟
احترام، یک ابزار سیاسی نیست.
سوگ مردم، صحنه نمایش تبلیغاتی نیست.
فرهنگ یک ملت، موضوع دستور از بیرون مرزها نیست.
آن کسانی که در آن سوی مرزها مردم ایران را تحریک می کنند تا بر مزار عزیزانشان رقص و پایکوبی کنند، چگونه است که خودشان با احترام و عزت یک مرده را بدرقه می کنند؟
کسی که برای مردم ایران نسخه اخلاق میپیچد، ابتدا باید همان معیار را درباره رفتار و گفتار خودش و متحدانش اجرا کند.
مردم ایران حافظه تاریخی دارند؛ نه توهینها را فراموش میکنند و نه تناقضها را.
اگر احترام خوب است، برای همه خوب است؛ اگر بد است، برای همه بد است. معیار دوگانه، احترام نیست؛ سیاستزدگی است
هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.